تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
361
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
حنظلة بن ثعلبة بن سيار فرياد برآورد : « اى قوم من ، در برابر ايشان نايستيد و گر نه تيرهاى ايشان شما را در ميان خواهد گرفت » . دست چپ سپاه بكر كه فرمانده آن حنظله بود بر دست راست سپاه ايران تاختن آورد و هامرز فرمانده دست راست سپاه ايران بر دست برد كشته شده بود . دست راست سپاه بكر كه فرمانده آن يزيد بن مسهر بود بر دست چپ سپاه ايران كه فرمانده آن جلابزين بود حمله برد . در اين ميان سپاه عرب كه به فرماندهى يزيد بن حمار در جبّ ذوقار كمين كرده بودند از پشت سپاه ايرانيان بيرون آمدند و بر قلب سپاه ، كه فرمانده آن اياس بن قبيصه بود حمله بردند و قبيلهء اياد همچنان كه در نهان وعده كرده بودند روى به گريز نهادند و ايرانيان بگريختند . سليط گويد : « اسيران ما كه به دست ايشان افتاده بودند « 1 » به ما گفتند : پس از آنكه هر دو گروه به يكديگر برخوردند قبيلهء بكر روى به گريز نهادند . ما گفتيم كه ايشان آب مىخواهند . اما چون از سيلگاه گذشتند و آب را پشت سر گذاشتند گفتيم كه اين گريختن است و اين به هنگام نيمروز در روزى گرم تابستانى بود « 2 » » . در اين ميان سپاه قبيلهء عجل مانند دستهاى از نى به هم بسته ، بىآنكه از هم جدا شوند روى آوردند . آنان كسى را از گريز بازنمىداشتند و با ديگران نمىآميختند . پس يكديگر را به جنگ برانگيخته و روى آوردند و بر پيشانى ايشان زدند و همين شد . ايشان دشمن را با دست برمىگرداندند تا آنكه دشمن روى به گريز نهاد . آنان در ميان سيلگاه ذوقار شروع به كشتن ايرانيان و ديگر كسانى كه با ايشان بودند كردند تا به راحضه رسيدند » . فراس گويد : « به من خبر دادند كه ايشان به دنبال ايرانيان مىدويدند و به سلاح و لباس كشتگان نمىنگريستند تا در ادم كه جائى به نزديك ذوقار است يكديگر را بازيافتند و ديدند كه از قبيلهء عجل سى سوار و از ديگر مردم بكر شصت سوار بودهاند . » در اين جنگ جلابزين به دست حنظلة بن
--> ( 1 ) - عربهائى كه در آن هنگام در سپاه ايران بودهاند و پس از آن گرفتار شدهاند . ( 2 ) - بايد متوجه بود كه محل مذكور بيابانى است در عربستان و حتى قسمت پستترى از آن و بدون كمترين سايهاى !